تبليغاتX
تکه پاره های دلم
حرفهایی برای نگفتن
گفتم : با این کارها که آدمها(!) می کنند باید منتظر عذاب الهی باشیم!

گفت: عذاب الهی آمده.نمی بینی دی هم از نیمه گذشت و نه برفی هست و نه بارانی...؟! قرار نیست همیشه سنگ از آسمان ببارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 14:32  توسط پاپایا  | 

هر کسی حق دارد گاهی غمگین باشد

بی بهانه گریه کند و بی دلیل دلتنگ باشد

هر کسی حق دارد گاهی یاد صحنه های تلخ و دردناکی بیفتد که هیچ ربطی به "حال" او ندارد.

حتی گاهی به "گذشته" و "آینده" هم مربوط نباشد.

هر کسی حق دارد گاهی در یک روز شاد    شاد نباشد.

 

خیلی سخت است اگر کسی این حق را نداشته باشد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:6  توسط پاپایا  | 

زنده ایم آیا تا تاریخ جالب بعدی؟

۹/۹/۹۹ را می گویم...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 17:26  توسط پاپایا  | 

اول مهر که می شود

صبح با نگرانی از خواب می پرم

و فکر می کنم دیشب مشقهایم را کامل ننوشته ام

با استرس از رختخواب بیرون می پرم ,

از جلوی آینه که رد می شوم

یادم می افتد که دیگر دانش آموز نیستم

و سالهاست مشق شب نداشته ام

 

نفس راحتی می کشم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 13:5  توسط پاپایا  | 

صدای زنگ که بیاید٬

اغلب فکر می کنند

باز هم زنگ تفریح دیگریست،

اما

زنگ طولانی حساب خواهد بود!

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 1:48  توسط پاپایا  |